![]() |
![]() |
|
| زندگی و من |
|
دل . عشق . شب . روشنایی . جاده . تنهایی . رفتن . سایه. عاشق . معشوق . بی کسی . یار . دلبر . دلشکسته. مهربانی. .غریب. غربت. حریم. شمع. گل. پروانه. موج. دریا. صحرا. کویر. ردپا. شب. سکوت . ستاره. مهتاب. وفا. مستی. ساز. اوا. نوا.قاب عکس. دوستی . خیانت . مهربانی. جنگل . کاجستان. بیابان. قبر. اقیانوس. خورشید. رخ. قلب. روح. ماه. دریاچه. ساعت. زنجیر. سیب. یاس. شکوفه. کتاب. قلم . لوح. اغاز. پایان. بی انتها. پر پرواز . و دیگر واژه هایی که هر روز از ذهن هر انسان سرمست ومجنونی میگذرد همه حکایت از گم شده ای دارد که نمی داند او را باید در کدامین فکر خسته خیال جستجو کند اویی که از اصل خویش وامانده و از مامن دستان پدر محروم گشته سراغ از اصل خویش میگیرد و خود بی خبر از همه جا که هر لحظه اصلش با وی بوده است. اینک صاحب اغوش گشوده فرزندان را فرا میخواند چه انهایی را که دم به دم با او بوده اند و چه انها که در گم گشتگی واژه ها و عبارات در اوهام و افکار نخ نما تنها خیال داشته اند که با او بوده اند همه را یکجا با چشم رمضانیش نوازش میکند . دروازه های اسمان تا بلندای بهشت بال و پر گشوده بر قدوم وارثان جا مانده از اصل خویش بانگ میزنند این خان و خانه را صاحبخانه برایتان گسترده است تا نسل خداییتان همچنان برقرار و خوش یمن بماند و این صدای اوست که طنین انداز وجود است که انسان تا انسان اوج گیرد شکوفه باران رمضان بر خوش نشینان خانه دوست خوش باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 5:4 توسط فرامرز ارمان |
|
|
افق نگاه را مي كاوم در شرقي ترين طلوع سكوت را جستجو ميكنم انگار در خودم تو را مي يابم تو كه چون او و اويي كه چون ما زار و نزار در التهاب لحظه گداخته شده از انسان سراغ انسان را ميگيرم از گله ها و رمه ها سراغ ادم را ميجويم از انگاره هاي بي انگار از سبد سبد غرور و نخوت اني پشتم به قلبم تكيه زد از قرون واعصار اعجاب زمانه دگر گونه ناز و خرامش زنگ شتران بامقدار بي مقدار كالا هنوز هم جاده هاي ابريشم و مخمل و برد يماني جاده هاي حرير و زربفت هاي كاروانيان به دل چنگ ميزند ..اه.. اه از اهمان فرياد فغان از رنگ بازان رنگ فروش رنگين كلاه كه چونان عشق را زير بازارچه فريباي گلگون سرشت به اندك درمي به تيز نگاهي غرق در شهوت من بد مي بازند همه جا همه بازارها گرم كسب جوشان از سود سود حرام پرور حرام پرور و عريان از مغز مغز سر كه نه .....دل ودل هاي سنگ پرور از جنس مقياس اه كه ادميت حلال شد گوشتش وسرش و معراجش به باد كاشتند و طوفان ها درويدند با صد ادا و اطوار طومارهاي دست نگاشته از من من از كوه كوه من اقيانوس هاي خود سوزي ابش بي خبري جزيره هاي لخت تهوع را رقم شدند و وا مصيبتا به ان خاك كه اول بار اسمش ادم شد اما اينك باز اشارتي از دور فرياد غريو از جنس پدر از كوچه پس كوچه هاي كاه گل نشان عرق كرده با نم باران به رقص نشسته از ترنم زيباي قدم قدمي از قدوم ادم را فرياد شده است اري كسي مي ايد نامش مرام مرامش دل دلش عشق عشقش جاودان جاودانيش هفت پله بالاتر از ما كه نه از خاك خاك را به بازي گرفته و ادم را نشانه بيا كه صخره هاي كويري چاك چاكم وخس خس سینه زنگار نشانم له له جرعه اي كه نه قطره اي از شراب ادم شدن را هوس گشته خوش باد قدومت قدومت خوش باد و باد خوش قدومت به سينه هامان ناز باد و شاد باد و ياد باد اي عطر گل ياس |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:52 توسط فرامرز ارمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
در جستجوی زمان از دست رفته نبض عشق آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
شبستانه(محمدخانی) یک سبد ترانه عشق و خدا عروس آرزوهای من مهتاب عاشق کوچولو رضا النا نیلوفر فاطمه عاشق دل تنگ نبض عشق بردیا شهروز بهرامی شیرین تر از عسل گروه عشق بوی گندم ارزو علیرضا کیا طاهری |
|
RSS
|