تبليغاتX
کلبه مجنون - قدری از قدر آفرینش
زندگی و من

  به نام خداوند بخشنده مهربان

ما این قرآن عظیم ا لشان را در شب قدر نازل کردیم

و چه تو را به عظمت این شب آگاه تواند کرد

شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است

در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا

 بر (امام عصر )از هر فرمان ودستور الهی

نازل می گردند

این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه

 

   قدری قدرم آرزوست 

خان کیست و خانه کجاست

قدر ی از قدر  افرینش را یاور باش

قطار زمان گویی لحظه ها  از قلب تاریخ

 و نفسی از نفس ساعت  می رباید

در عبور از خودم  ما را میبینم  وارفته از خود

در چندش غریبانه تن 

 در بی صدایی اغوش تنهایی را نظاره گر گشته

و  زنجیر  ورق پاره های عمر 

که  با باد عدم یک به یک میروند  و رفتند

خان کیست و خانه کجاست

گویی ادمیت به قیمت یک تعارف

میوه  ممنوعه را عبور از خط قرمز گشت

و آتش کین  که از آستین تکبر  یک نه  امد

دیگر بار عزازیل به زانو نشسته از پس  وهم و فریب

خون فرزندان  ادم را بر   ندامت گاه اتش  نشانه  رفته

و وا فریاد   از بی فریادی مان   یا   از بی فردایی مان

 قدری قدرم آرزوست

خان کیست و خانه کجاست

قدر ی از قدر  افرینش را یاور باش

 اما  باز معلم  (پدر)   با لوح  سر مشق کو له بار افکند

 جا مانده ها  از پس  شناسنامه انسان

فرا می خواند با عشق

خان کیست و خانه کجاست

قدر ی از قدر  افرینش را یاور باش

و باز نیم نگاهی در خود

از اعماق خواب آلود انسان به یغما رفته

آدمیت را هوس می شوم

 شب    سکو ت      من     سبو      امشب

(قدر )

از خان   جرعه ای عشق    قدری ادم

و از خانه  راه   خواهم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 0:41  توسط فرامرز ارمان | 
 
>